پیغام مدیر : به شما دوست گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این سایت دقایق خوبی را سپری كنید .ازفهرست موضوعات میتوانید برای رسیدن به مطلب مورد علاقه خود استفاده کنید.
مطالب ارائه شده در رهیار بیشتر بر روی ریاضیات دوره راهنمایی و دبیرستان متمرکز شده است.نظرات شما میتواند مشوق ما در ادامه راه این سایت ریاضی شود.پس لطفا دریغ نکنید. برای آگاهی از امكانات سایت رهیار خواهشمندم كه تا آخر صفحه این سایت را مشاهده نمایید .
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :
كل نظرات :
ایجاد صفحه : - ثانیه
چنانچه علاقه مند به دریافت مسائل ریاضی-معما-سرگرمی
و...هستید.همچنین میخواهید از بروز شدن سایت رهیار باخبر شوید. ایمیل خود را
وارد کنید.
سر تکان دادن هایی از جنس رهیار!
نمونه سئوالات تستی ریاضی اول راهنمایی
نمونه سئوالات ریاضی اول دبیرستان (پایان نیمسال اول)
چند تا مسئله ریاضی برای دانش آموزان کلاس اول راهنمایی
یک بازی شطرنج و مبارزه یک آماتور با دو حرفه ای!
تعاریف جدید سال 2009 از اصطلاحات کامپیوتری به روایت رهیار!!!
رهیار عید سعید غدیر را به شما عزیزان و همراهان تبریک میگوید.
مطالبی نا گفته از مبنای اعشاری - قابل توجه دانش آموزان و دبیران ریاضی دوره راهنمایی
مشاهده یك سند آفیس 2007پیش از اجرا
ببینم شما ضرب علامتها در هم رو یاد دارید؟
خوب نگاه کنید!تا بتونید این معمای فیلی را پاسخ دهید
یک روش غیر معمول برای رسم نیمساز زاویه
یک مسئله ریاضی مخصوص دانش آموزان کلاس اول راهنمایی
همیشه با جدول ضرب مشکل داشتم. به هفت که می رسیدم سلول های خاکستری مغزم به خواب زمستانی فرو می رفتند و کارم زار می شد. سخت ترین لحظات زندگی ام اوقاتی بود که ناچار می شدم، جدول ضرب را از بر برای پدرم بگویم.
آن شب هم مثل شب های دیگر باید جدول ضرب تمرین می کردم. آن شب فقط یک فرق با شب های دیگر داشت و آن هم این بود که صبح روز بعد، امتحان ریاضی داشتم. اصولاً در چنین شب هایی اخم های پدر تا زانوهایش آویزان می شد و من از دیدن قیافه اش مثل بید می لرزیدم و توی دلم جدول ضرب را لعنت می کردم که خوشبختی مرا این چنین نابود کرده و تمام فکر و ذکر پدر را به خود مشغول کرده است. از همه بدتر این که به خاطر یاد نگرفتن جدول ضرب، همه اعضای خانواده مرا به چشم یک انسان خنگ نگاه می کردند در حالی که من استعدادهای زیادی داشتم که البته سر امتحان ریاضی هیچ کدامشان به دردم نمی خورد.
: پسرم، در آنجا یک شرکت بزرگ باز کن!



در جزایر قناری اقیانوس آتلانتیک، جزیره کوچکی به نام پاپاتیس وجود دارد. روزی ، دو اسپانیائی به نام های لامیدو و فرس بودند در سفر دریایی شان به طوفان بر می خورند و کشتی آنها در کنار جزیره پاپاتیس متوقف می شود. لامیدو و فرس فروشنده در و قفل ضد سرقت بودند و کشتی آنها هم پر از این کالاها بود.
اما هر چه تلاش کردند، بعد از سه روز هیچ مشتری برای کالایشان پیدا نشد. در واقع ساکنان این جزیره اصلا از در استفاده نمی کنند؛ تا چه برسد به قفل. همه لوازم زندگی آنها از جمله غذا و خوراک به طور مساوی توزیع می شود و هر خانواده غذاهای یکسانی می گیرد. آنها به کالاهای لامیدو و فرس نگاه هم نکردند و آنها را رد کردند.
لامیدو و فرس پیش از طلوع خورشید، همه ساکنان جزیره را صدا کردند تا در میدان جمع شوند و بعد شروع به تقسیم ران گوسفند بین آنها کردند. لامیدو به هر کسی که جلوی او می ایستاد، چهار ران گوسفند می داد، اما فرس فقط یک ران گوسفند به مراجعانش می داد.
یک بار فرس از لامیدو پرسید: چرا یک باره همه اجناس مان به فروش رفت؟ 
با توجه به رسیدن فصل تابستون و فرا رسیدن اوقات فراغت به نظرم رسید وقت بیشتری رو دارید که بتونید لحظاتی رو صرف خوندن داستان و حکایات آموزنده و جالب بکنید.به همین خاطر در ادامه کار رهیار سعی میکنم به این مقوله هم بیشتر بپردازم!مگر اینکه شما خواسته دیگری داشته باشید.که در اون صورت میتونید در نظرسنجی رهیار نظراتتون رو منعکس کنید.و امابقیه داستانهای ما هم در اینجاست که میتونید ساعاتی رو با خوندنشون سرگرم بشین!
آمیرزا تقی كه در اصل نقال بود و بعد بقال شد و حالا از اجلهی تجار و اجنهی فجار به شمار میرود، دختری دارد بیست و هشت ساله كه هنوز شوهر نكرده و اگر به زودی بیخ ریش كسی ماسیده نشود ترشیده خواهد شد.
آقا میرزا تقی هم خیلی ناقلاست. او میخواهد با دخترش تجارت كند. او میل دارد همانقدر كه چند روز پیش از یك گونی زعفران ارزانخرید استفاده برد، از عروسی دخترش هم فایدهی هنگفتی ببرد. او به هیچ وجه مایل نیست دخترش را به خواستگارهای لات و لوتی امثال كاووس یا جعفر بدهد.او معتقد است كه جنس تا فایده نكند نباید فروخت، ولو اینكه پنجاه سال هم بیخ انبار بماند و بپوسد.
همراه ما باشید و مقاله نسبتاً كاملی در این زمینه با عنوان ویژگیهای معلم در قرن 21 رو دریافت كنید.فكر میكنم برای دوستان و سروران فرهنگی و دبیران گرامی كه هر از چند گاهی بر مطالب سایت رهیار نظرات پرارزش خودشون رو مرقوم میفرمایند مفید باشه! بازهم منتظر حضور سبز این عزیزان و نظرات طلاییشون هستم.
خوب من چه می توانستم بكنم ؟ شوهرم حاضر نبود مرا با بچه نگه دارد.بچه كه
ادامه داستان بچه مردم رو در ادامه مطلب
براتون نوشتم لطفا همراه باشید
خواندن این داستان جذاب رو به همه تون توصیه میکنم! پس در ادامه مطلب
همراه ما باشیدکلیه حقوق این سایت محفوظ است
سایت رهیار پاتوق معلمان ریاضی ،دانش آموزان و دوستداران ریاضی ( راهنمایی و دبیرستان),معماهای ریاضی ,داستان ,سرگرمی , زندگینامه بزرگان , دانستنی ها و ترفندهای کامپیوتری می باشد
All Rights Reserved 2005-2008 © www.RahyarMath.ir